جسیم کرمی، از پژوهشگران برتر بانک صادرات ایران:

اثرات هم‌افزایی بلاکچین و فروش دیجیتال بر عملکرد زنجیره‌های تأمین در صنعت مالی

مهم‌ترین اثرگذاری تحول دیجیتال بر صنعت مالی، بازطراحی زنجیره تأمین خدمات مالی و ایجاد شفافیت، سرعت و دقت در جریان اطلاعات و عملیات بانکی است و استفاده از فناوری های نوین مانند بلاکچین و فروش دیجیتال دیگر نه یک انتخاب بلکه الزامی قطعی برای بانک‌ها به شمار می‌رود.

بانک‌ها برخلاف صنایع تولیدی، با زنجیره‌ای از داده، اعتبار، اسناد، مشتریان و تأمین‌کنندگان سروکار دارند و کوچک‌ترین اختلال در این چرخه می‌تواند پیامدهایی جدی بر اعتماد عمومی، کارایی سیستم و امنیت شبکه بانکی داشته باشد. به همین دلیل، استفاده از فناوری‌هایی مانند بلاکچین، تحلیل داده و فروش دیجیتال اکنون به یکی از ضرورت‌های مهم بانک‌ها تبدیل شده و بسیاری از فرآیندهای پنهان و پیچیده بانکداری را از نو تعریف کرده است.

یکی از چالش‌های اصلی در بانکداری سنتی، نبود شفافیت و نبود یک منبع مشترک و قابل‌اعتماد برای ثبت داده‌ و تراکنش‌ها بود. بانک‌ها همواره ناچار بودند برای تأیید یک تراکنش، استعلام وضعیت حساب، صدور ضمانت‌نامه، مدیریت اسناد اعتباری و ردیابی سوابق مالی، به سیستم‌های متعدد و گاهاً ناسازگار مراجعه کنند. همین پراکندگی داده، احتمال بروز خطا را افزایش می‌داد و سرعت عملیات را کاهش می‌داد. با ورود بلاکچین به صنعت مالی، امکان ایجاد یک دفترکل توزیع‌شده فراهم شد که تمامی طرف‌های شبکه می‌توانند نسخه واحدی از اطلاعات را مشاهده کنند؛ بدون اینکه نیاز به اعتماد به یک مرکزیت خاص داشته باشند. این ویژگی باعث شده است فرآیندهایی مثل اعتبارسنجی مشتریان، احراز هویت، مدیریت قراردادها، تبادل اسناد، صدور ضمانت‌نامه‌های دیجیتال و حتی تسویه بین‌بانکی با شفافیت و امنیت بسیار بیشتری انجام گیرد.

در بانک‌ها، بسیاری از فرآیندهای تجهیزات‌رسانی، لجستیک، مدیریت دستگاه‌های خودپرداز، مدیریت پول نقد، نگهداری تجهیزات و حتی نظارت بر سیستم‌های امنیتی، همگی بخشی از زنجیره تأمین هستند. استفاده از اینترنت اشیا و سنسورهای هوشمند در این بخش‌ها، تحولی اساسی ایجاد کرده است. برای مثال، دستگاه‌های خودپرداز می‌توانند به صورت لحظه‌ای وضعیت پول نقد، خطاهای فنی یا نیاز به تعمیر را گزارش کنند. این داده‌ها وقتی با بلاکچین یکپارچه می‌شود، امکان ایجاد یک شبکه نظارتی امن، قابل‌اعتماد و غیرقابل‌دستکاری فراهم می‌شود تا بانک بتواند به شکل لحظه‌ای وضعیت عملیاتی نقاط مختلف خود را مدیریت کند.

در حوزه امنیت اطلاعات نیز این دو فناوری نقش مهمی ایفا می‌کنند. با توجه به تهدیدهای سایبری گسترده، ثبت و ذخیره اطلاعات در یک شبکه بلاکچینی باعث می‌شود هرگونه دستکاری یا نفوذ به سادگی قابل شناسایی باشد. از سوی دیگر، اینترنت اشیا در بانک‌ها برای نظارت بر تجهیزات حساس، کنترل ورود و خروج، مدیریت سیستم‌های هوشمند امنیتی و ردیابی تجهیزات به‌کار گرفته می‌شود. این اطلاعات وقتی در بستری امن ذخیره شود، از ایجاد رخدادهای امنیتی جلوگیری کرده و سرعت واکنش بانک را افزایش می‌دهد.

در بخش مشتریان، تحول دیجیتال باعث شد رفتار و انتظارات آن‌ها تغییر کند. مشتری امروز انتظار دارد خدمات بانکی را «بدون توقف»، «بدون مراجعه»، و «از هر کانال دلخواه» دریافت کند. همین موضوع باعث شد مفهوم فروش دیجیتال و مدل OMNI-Channel وارد بانک‌ها شود. مشتری امروزی ممکن است فرآیند درخواست وام را از طریق اپلیکیشن آغاز کند، مدارک را از طریق وب‌سایت ارسال کند و نهایتاً مراحل نهایی را در شعبه انجام دهد. بانک باید بتواند این تجربه را به‌صورت یکپارچه ارائه دهد؛ یعنی اطلاعات مشتری در هر بخش بانک بدون اختلال، با هماهنگی کامل و بدون نیاز به ورود مجدد اطلاعات جریان یابد. یکپارچگی کانال‌ها زمانی ممکن می‌شود که داده‌های مشتری، سوابق تراکنش‌ها، نرخ‌های بانکی، وضعیت درخواست‌ها و هرگونه اسناد مرتبط در یک شبکه ساختارمند، ایمن و سریع در دسترس باشد.

به کارگیری فروش دیجیتال باعث شد بانک‌ها بتوانند از رفتار و ترجیحات مشتریان داده‌های ارزشمندی استخراج کنند. این داده‌ها به بانک کمک می‌کند پیشنهادهای هوشمند برای مشتریان ارائه دهد، محصولات را شخصی‌سازی کند، زمان‌بندی‌های مناسب برای ارائه خدمات تعیین کند و به شکلی هوشمند مدیریت تقاضا را انجام دهد. تحلیل این داده‌ها در کنار اطلاعات زنجیره تأمین، باعث می‌شود بانک بتواند برنامه‌ریزی دقیق‌تری برای شعب، ATMها، سیستم‌های پرداخت، عرضه محصول، مدیریت ترافیک تراکنش‌ها و حتی تنظیم نرخ‌ها انجام دهد.

از سوی دیگر، مدل‌سازی پویایی سیستم یکی از ابزارهای کلیدی برای تحلیل رفتارهای پیچیده در سیستم بانکی است. بانک‌ها به‌طور مداوم در معرض متغیرهایی مانند نوسانات نرخ ارز، تغییرات نقدینگی، رفتار مشتریان، سیاست‌های کلان اقتصادی، تورم و تغییرات ناگهانی در تقاضای خدمات قرار دارند. مدل‌سازی پویایی سیستم کمک می‌کند بانک این متغیرها را در یک ساختار یکپارچه شبیه‌سازی کند و رفتار آینده سیستم را پیش‌بینی کند. این قابلیت می‌تواند در تصمیم‌گیری‌هایی مانند پیش‌بینی نیاز به اسکناس، تنظیم میزان نقدینگی شعب، تخصیص منابع انسانی، مدیریت ریسک عملیاتی، طراحی محصولات جدید و حتی ارزیابی اثر اجرای یک سیاست جدید بسیار کمک‌کننده باشد.

ترکیب فناوری‌های نوین با مدل‌های پویایی سیستم باعث می‌شود بانک‌ها به یک «زنجیره تأمین هوشمند مالی» دست پیدا کنند. در چنین ساختاری، تمامی اطلاعات به‌صورت دقیق، به‌روز و قابل‌اعتماد در دسترس است. روندهای بانکی با سرعت بالاتر انجام می‌شود، هزینه‌های عملیاتی کاهش می‌یابد، خطاهای انسانی به حداقل می‌رسد و اعتماد مشتریان به‌واسطه شفافیت افزایش پیدا می‌کند. این سیستم‌ها می‌توانند هشدارهای پیشگیرانه ارائه دهند، وضعیت‌های بحرانی را پیش‌بینی کنند و حتی قبل از بروز اختلال، راهکار ارائه دهند.

در نهایت، بانک‌هایی که به سمت دیجیتالی‌سازی زنجیره تأمین مالی خود حرکت کنند، در آینده نزدیک مزیت رقابتی غیرقابل انکاری خواهند داشت. این مزیت نه‌تنها در کاهش هزینه و افزایش سرعت عملیات نمود خواهد داشت، بلکه در حوزه‌هایی مانند مدیریت ریسک، بهبود تجربه مشتریان، توسعه محصولات نوآورانه و پاسخگویی سریع به شرایط بازار نیز اثرگذار خواهد بود. آینده بانکداری بدون شک مبتنی بر فناوری‌های هوشمند، داده‌های دقیق و شبکه‌هایی خواهد بود که اعتماد، امنیت و سرعت را به شکلی بی‌سابقه ترکیب می‌کنند. تحول در زنجیره تأمین بانکی یک مسیر انتخابی نیست؛ بلکه ضرورتی است که مسیر بقای بانک‌ها را در عصر دیجیتال تضمین می‌کند.

آخرین اخبار
دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *